باران و اشک
ای باران ببار
خیس کن صورت اشک آلود من را
تا کسی اشک های چشمانم را نبیند
ای مه بیا او دیدگان همگان را
از من خاموش کن
زیرا...
دلم گرفته است
دلم سخت گرفته است
اشک های چشمانم
قطره....قطره...قطره...
صورتم را تر می کنند
اه....
چشمانم تو را می خوانند
شبا هنگام
بیا و دیدگانم را
که از اشک سیراب شده اند
با دستان پر مهرت
پاک کن...
بیا...
ی.ی
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 22:29 توسط perseus
|